خرید بک لینک

پژواک و پیام انتخابات اخیر

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

پژواک و پیام انتخابات اخیر

✒عظیم قرنجیک

✔ انتخابات 11 اسفند 1402 ، بیش از هرچیز حکایت از این دارد که بین نظام حکمرانی و قاطبه مردم ایران فاصله و گسل معناداری وجود دارد. و این هشداری است به سردمداران حاکمیتی کشور، که بیش از هر چیز مشروعیت سیاسی نظام را نشانه گرفته است. نظام حکمرانی بایستی پژواک و ندای انتخابات اخیر را شنیده و در واقع پیام آن را بدرستی درک، و در مقام چاره اندیشی برآید. انتخابات نشان داد که مردم نه تنها به شیوه حکمرانی کشور، بلکه به انواع گروه های ریز و درشت اعم از گرایش های اصلاح طلبانه و اصولگرایانه و یا میانه های این دو طیف، بالاخص حلقه ها و ائتلاف های خلق الساعه، شدیداً بی اعتماد گشته است. چرا که هریک از جناح های سیاسی شناخته شده کشور، هر زمان که دولت را در دست گرفته اند ، متاسفانه در نهایت، نه تنها هیچ گام موثری در حل مشکلات مردم برنداشته اند، بلکه روزبه‌روز بر انبوه مشکلات افزوده، و فشار بر مردم بالاخص اقشار فرودست جامعه اعم از کارگران، معلمان ، بازنشستگان و ... بیشتر شده است، و مردم ناامیدتر شده اند، و این موضوع موجباتی فراهم نموده که، در این انتخابات مردم به شدت بی اعتماد شوند و هیچ اقبالی به گروه‌های مختلف سیاسی باقی مانده در عرصه سیاست کشور، و لیست انتخاباتی آنها نداشته باشند. " مردم به خوبی بی صداقتی، انحصارطلبی، ترجیح منافع حزبی و گروهی بر منافع عمومی و مردم، ناتوانی دولتمداران در حل انبوه مشکلات اقتصادی سیاسی و نداشتن هیچ برنامه مشخص کاربردی علمی این گروه‌های سیاسی موجود، برای حل انبوه مشکلات هردَم افزای جامعه را فهمیده‌اند."
✔ مشارکت شکننده 41 درصدی( طبق آمار رسمی اعلام شده، البته با احتساب آرای باطله و سفید بس معنادار) و قهر حدود ۶۰درصدی مردم باصندوقهای رای، یادآور این مطلب است که بقول معروف؛" آزموده را آزمودن خطاست."و به حاکمیت این پیام داده می شود که مردم خواستار جدی گذر از این گروههای درصحنه - و البته پشت صحنه - سیاسی کشور و انتخاب افرادی خارج از این گروه‌ها و اصلاح شیوه حکمرانی هستند، تا فرصتی برای گردش نخبگان و منابع ثروت و مناصب قدرت پدید آید، و زندگی بهتری در شان و منزلت واقعی و جهانی خویش را بازیابند. آنان جدای از این که متفکران بزرگی اعم از منتسکیو، روسو، کانت، هابز و... معتقد بودند که " تغییر مستلزم ترقی و تکامل" بشری، و در مکتب مارکسیسم و اندیشه اسپنسر از مفاهیم کلیدی است، به این نتیجه رسیده اند که " امروز تغییر رویکرد اصلی حاکم برکشور؛ اعم از تغییرات کمی و کیفی در نهادهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، از ضروریات اصلی و اساسی است.
بدیهی است تغییراتی اساسی و بنیانی بایستی در شیوه حکمرانی ناکارآمد کشور، و در اندیشه و نگرش حاکمان و تصمیم سازان و تصمیم گیران نظام، به مثابه مهمترین تغییرات مدنظر مردم و کم هزینه ترین راه توسعه و تعالی و پیشرفت کشور، و بازسازی اعتمادعمومی، و برون رفت از مشکلات فعلی مخصوصا مشکلات اقتصادی صورت گیرد.
✔ مردم حکمرانی خوب و حکمرانان شایسته و مدیران کارآمد را طالبند. و حکمرانی خوب مستلزم آن است که" از طریق اصول و سازوکارهایی چون پاسخگویی حاکمیت، مسئولیت پذیری، وفاق عمومی، شفافیت، حاکمیت قانون، عدالت فراگیر، مشارکت، و... کارایی و اثربخشی ساختار اداری و سیاسی کشور به‌ گونه‌ای طراحی شود که کمترین فساد و آسیب‌ درونی بروز کند. ضعف در به‌کارگیری این اصول از مهمترین موانع رشد و توسعه همه جانبه و پایدارکشورها است.
بدون شک قهر اکثریت مردم از صندوق های رای و رفوزه شدن شیوه حکمرانی در امتحان انتخابات اخیر، هرچند که باعث روی کارآمدن جریانی خاص شده، خود نوعی اعتراض آرام به شیوه حکمرانی ناکارآمد حاکم بر کشور است و تغییر آن، خواست عمومی و رهگشای مشکلات مردم است، که بایستی به عنوان مهمترین پیام، آن را جدی گرفت، و زمینه تغییرات بنیادین و اساسی در جامعه بر پایه خواست عمومی را فراهم کرد. باید دانست که، درطول تاریخ اراده ملت ها، کارخود را کرده و می‌کند و این درسی همیشگی است که نباید فراموش شود.
✔ بدون شک مردم می خواستند تاثیر گذاری انتخابات و نهادهای انتخابی خود را در تغییر سیاست های کلان کشور ببینند ، ولیکن این مهم نه تنها در انتخابات سالیان اخیر محقق نشده، بلکه به حداقل ممکن نیز تنزل داده شده است. مردم در مقام شهروندان شایسته احترام و عزّت، می خواستند از دل انتخاب ها و مشارکت های فعالانه سیاسی شان، نظامی برآید که مقاصد زندگی آبرومندانه شان را برآورده سازد. و مجال و فرصت های لازم برای زندگی خوب و سعادتمندانه و محیطی بی نقص برای برآوردن همه نیازهای اساسی شان را تامین کند. چابکسواری اسب چموش سیاست، به قول ارسطو " یک هنر بزرگ " است که بایستی به دست اهلش سپرده شود. مردم احساس کنند که قابلیت های طبیعی شان فرصت تحول و شکوفایی داشته باشد، و نه این که هر نایافته هنری ، زینِ مَرکَب و سکانِ کِشتی اداره و مدیریت کلان کشور را در دست بگیرد . و عرصه و میدان مدیریت کشور را بر شایستگان و خردمندان تنگ گردانند.
✔ مردم چشم اندازهای روبرو را به هر علت و بهانه ای، در وضعی بحرانی می بینند. وضعیتی که در آن «حکومت، بدون همراهی مردم»، و «مردم، بدون تمکین حکومت»، نمی توانند برای مدیریت کشور کاری انجام دهند. از طرفی نباید از یاد برد که؛ "انتخابات، اساساً فصل تمکین حاکمیت از مردم است، نه فصل تمکین مردم به حاکمیت." و نهاد انتخابات از مظاهر تمدن امروز است. و صندوق های رای، محل موازنه مطالبات مردم و راه و مسیر تغییر و تثبیت و اصلاح نظام مدیریتی هر کشوری است. در صورت رویگردانی مردم از صندوق رای و از دست رفتن اعتماد آنان به تاثیرگذاری آرایشان، و همچنین بازگرداندن نهاد انتخابات به جایگاه و منزلت واقعی اش، با ادامه وضعیت موجود، کاری بس صعب و دشوار خواهد بود.
نتایج تداوم راه گذشته، و عادت مالوف مهندسی انتخاباتی، کاملا مشخص است و اصرار بر آن جز به کاهش ظرفیت بهره مندی از نهاد انتخابات - بمثابه حداقل امکانات استقرار نظام دموکراتیک - نمی‌انجامد. در عین حال که این مسیر، موجبات تنش های اجتماعی را فراهم نموده و اقتصاد کشور نیز به‌واسطه این راه، هر روز نحیف‌تر از گذشته می‌شود، و سفره معیشت بیش از 90 درصد مردم ، هر روز کوچک تر و از محتوا تهی تر می گردد.

✔ آخر سخن این که؛ باید قدرت و ظرفیت مردم را به رسمیت شناخت. و نهاد انتخابات را به منزلت واقعی خود بازگردانید. نگذارید که آخرین رگه های امید به نهاد انتخابات برای استقرار دموکراسی و حاکمیت مردمی، گسسته گردد. و نگذارید به تعبیر مختومقلی فراغی ، " در دریای عقلانیت، کِشتیِ فکر و اندیشه ها " به کف و گِل بنشیند. بگذارید تا که بقول شاملوی شاعر؛ " این وطن " که پاره تن مردمانش است، دوباره "وطن شود ".

برچسب: نویسنده: کیان کوهی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:50

صفحه بندی